تبليغاتX
نوسازی

نوسازی

مذهبی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی

ahmadinejad

تصمیم اخیر دکتر احمدی نژاد مبنی بر حضور بانوان در ورزشگاه ها هنگام بازی های ملی اگرچه مولود یک جریان جوگیر اطراف رییس جمهور و نشان دهنده غنای! مشاوران و کارشناسان ایشان است، بیش از هر چیز ذهن را به سال پیامبر اعظم(ص) متبادر می سازد!!! آیا در جهت رسیدن به اخلاق نبوی و نزدیک شدن به سیره پیامبر خاتم چنین تصمیمی اتخاذ شده است؟ اگر چنین است که مرحبا یا شیخ! از سویی اگر ملازمان و عاشقان رییس جمهور کمی به حافظه تاریخی خود در مورد پخش مستقیم بازیهای کشتی و استفتائاتی که از مراجع عظام دریافت شده بود رجوع می کردند اجازه چنین گاف بزرگی و بعد هم اصرار بچه گانه برای پایبندی به یک اشتباه که برای هر کسی رخ می دهد حتی مشاوران اعظم! و متخصص رییس جمهور ،این گونه خیلی ها از شکاف سوء استفاده نمی کردند و جشن و پایکوبی نمی کردند.

مضاف بر اینکه راه حق همیشه ثابت است و هر گاه ما به انحاء مختلف بخواهیم کمی از این راه منحرف شویم اگر خدا همراهمان باشد نتیجه این می شود که شد. و الا که آنقدر پیش می رویم که خودمان هم غرق شدنمان را نمی فهمیم و اینکه در بازی عده ای دیگر در حال هورا کشیدنیم. افه های روشنفکری برای آن دسته از آدم های بی هویت و بدون پایگاه مردمی است که هر از چند گاهی برای بدست آوردن سوت و کف عده ای قلیل طرح ها و حرف های جدیدی را مطرح می کنند. اگرچه ملت با هوش ایران همواره نشان داده است که کف روی آب را به خوبی می شناسد. نمونه اش انتخابات ریاست جمهوری و داستان جناب کروبی یا معین بود.رفع تبعیض جنسیتی از آن حرف های تاریخ مصرف دار است که دقیقا نوعی افه روشنفکری است و نه از سر دلسوزی که دیدیم چه قدر اقبال داشت.

و نکته آخر اینکه آقای رییس جمهور مردمی، اصولگرا و محبوب؛ حضور بانوان در ورزشگاه ها دغدغه چند درصد از بانوان ایرانی بود که این چنین علنا دستور بدهید و علنا تر هم بر آن ایستادگی کنید؟ مطمئنا کارهای عقب افتاده و انجام نشده و مانده و مبتلا به جامعه و جامعه زنان آنقدر هست که شما را بی خیال این جور موج های گذرا و پوشالی کند... راستی مراقب خوشنودی جبهه دشمن باشید که آن روز روز مرگ ماست...

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 14:47  توسط وحید چکشی  | 

حريف هاي ما كار كشته و كار كرده و مطالعه كرده هستند ، اينها مطالعه كردند كه بايد در اين وقتي كه چنين انقلابي با دست خود ملت پيش آمده است كودتا نبوده است كه اختيارش را بشود يك كسي بگيرد و تحت نفوذ ديگري باشد ، با دست همين ملت بوده است و يك ملت را نمي شود مهار كرد ، بايد چه بكنند ، تا اين كه اين انقلاب را نگذارند به ثمر برسد . بايد خود انقلاب را از باطن خود فاسد كنند.

فعاليت الان در اين جهت است كه مي خواهند اين انقلاب را در خودش ايجاد نفاق و اختلاف كنند و مدفونش كنند و پس از اين كه خود انقلاب مدفون شد، بيايند و يك نفري كه خودشان تعيين مي كنند ، يك كودتايي ، يك بساطي درست كنند و همان مسائل سابقش را پيش بياورند . ملت ما بايد يك مطلب را لااقل كه يك مطلب واضحي است فراموش نكند ، كه قدرت بزرگي كه منافع داشته است در ايران مطامع داشته است در ايران، منافع نفت داشته است در ايران ، منافع سوق الجيشي داشته در ايران ، يك مركزي است كه حساس است براي ابر قدرت ها ، يك چنين كشوري كه زن و مردش ، بچه و بزرگش قيام كردند و با خواست خدا و وحدت كلمه پيش بردند ، اينها حالا براي ضربه اي كه خوردند ، منافع از دستشان رفته است نمي توانند در اين محل . ديگر آن طور توطئه هايي كه پيشتر مي كردند ، زمان رژيم سابق كه اينجا را محل از براي آن چيز هايي كه مي خواستند خودشان ، پايگاههايي كه مي خواستند خودشان قرار بدهند حالا ديگر برايشان نمي شود. اينها درصدد برآمدند كه از باطن خود اين نهضت ، انقلاب يك پوسيدگي ايجاد كنند . در همه قشرهاي اعمال آنها نفوذ كردند.

صحيفه نور ، ج 11 . ص 108

آني كه آنها نقشه اصلي اشان اين است كه در داخل يك كاري انجام بدهند . آمريكا مي داند كه عرضه اين را ندارد كه در ايران وارد بشود يك كاري انجام بدهد، خودش هم مي داند اين را خودشان هم ميفهمندكه ما نمي خواهيم كه سربازهاي آمريكا در خليج از بين بروند ، آقايان هم گفتند اين را انها اين مسئله را ظاهر مي كنند كه با هو و جنجال ما را از ميدان بيرون كنند. آنها خوفي ندارند ، اني كه خوف دارد اين است كه با اين شيطنت ها ايادي آنها كه باز هستند در كشور ، با اين شيطنت ها ايجاد اختلاف كنند، دو دسته كنند.

صحيفه نور ، ج 19 ، ص 14

از خارج هيچ ترسي نداشته باشيد ، از داخل خودمان بترسيد از اين كه با توطئه ها شما ها را از هم جدا كنند.

بلغ 3 ، ص 228 ، 1/1/59

آنچه كه من مي فهم و احتمال زياد مي دهم اين است كه آمريكا نه دخالت نظامي در ايران مي خواهد بكند و نه حصر اقتصادي ، اگر هم حصر اقتصادي بكند تا حج نمي شود ، خودش هم مي داند، لكن از راه اساسي تر پيش آمدند و آن راه اين است كه ما را از باطن خودمان آسيب پذير كند و ما را بگنداند از باطن خودمان ، از اول هم بنانشان بر همين معناست . شايد در انقلابهايي كه واقع مي شود آنهايي كه مي خواهند نفع ببرند يا ضرري كشيدند كه مي خواهند جبران كنند ، نفعشان اين باشد كه خود انقلاب را در باطن خودش آسيب برسانند.

آن همه دست ها در كار اين معنا هستند ، شايد اين صحبت هايي كه در خارج مي كنند به اين كه ما دخالت نظامي مي كنيم يا حصر اقتصادي مي كنيم شايد براي اين معنا باشد كه اذهان ما را منصرف كنند آن طرف و از آن چيزي كه در كشور خودمان دارد مي گذرد غافل كنند . شما غافل از اين شياطين نباشيد كه اينها مطالعه كرده هستند ، ماها تازه وارد اين ميدان ها شديم . شماها تازه وارد اين ميدانها شديد و بر حسب آن انساني هم كه داريد آن شيطنتها كه در آن هستند كمتر وارد هستيد اينها مطالعه كردند نه ده سال و نه نه سال ، در طول تاريخي كه راه پيدا كردند ، مطالعه كردند ، نه مطالعه فقط كشورها را ، يعني مخازن اينجاها را ، اين هم يك مطالعه طولاني در آن شده قبل از اين كه اتومبيل و طياره و اين طور مسائل پيدا باشد ، اينها كارشناسهاشان را مي فرستادند در شرق و وجب به وجب اين مملكت ها را گردش مي كردند ، با شتر مي رفتند اين بيابانها را ، با قافله مي رفتند اين بيابانها را گردش مي كردند و هر جايي كه يك چيزي پيدا مي شد يادداشت مي كردند نقشه بر مي داشتند اين يك سري كارشان كه بفهمند در كشور شما چه دارد، مخازن شما چي هست . اين مال حالا نيست ، اين مال ،از سابق كه راه باز كردند دنبال اين قضيه هستند.

صحيفه نور ، ج 11 ص 23
 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 17:5  توسط وحید چکشی  | 

یعنی می دانید، قبلا اعتقاد نداشتم. اخیرا معتقد شدم.
بنظر من وقتی فردوست در بازداشت وزارت اطلاعات بود و در سال 66 سکته کرد، در واقع سکته نکرد؛ او را کشته کردند. می گویید چه کسی؟ عرض می کنم:
ببینید! روزنامه اعتماد ملی چهارشنبه و پنج شنبه 30 و 31 فروردین را ببینید. در هر دو روز نصف صفحه اول را به آذر صنیع اختصاص داده اند. می دانید خانم آذر صنیع ( همان آذر ابتهاج ) کیست؟ عجب! لابد خواهرش، مهین صنیع را هم نمی شناسید. آقا پس شما ایرانی و ایراندوست نیستید. باید به کتاب « خاطرات فردوست » مراجعه کنید تا این دو خواهر را بشناسید. فردوست در این کتاب می گوید: بعضی بوسیله پول و برخی به واسطه روابط فامیلی، و عده ای هم بسبب نوکری اجنبی ( به دستور دو سفارت) رشد می کردند. ولی در این بین عده ای هم بودند که از راه سکس رشد می کردند؛ یعنی با روابط کثیف و نامشروع جنسی، زمینه رشد خود را در سیستم اداری رژیم پهلوی فراهم می کردند. بعد برای مثال می گوید خانمی بود بنام آذر صنیع که ... ( از نقل داستان های متعدد او به جهت عمق ابتذال و عریانی معذورم . شما می توانید به خاطرات فردوست و سایر منابع رجوع کنید.) بعد می گوید خواهر او، مهین از او هم فاسدتر بود و از همین طریق و با زرنگی!! توانست نمایندۀ مجلس هم بشود.
 بهرحال ازاین دست مطالب بکر و دست اول در خاطرات فردوست زیاد است و من فکر می کنم اگر فردوست زنده بود، این حرفهایش برای خیلی ها گران تمام می شد. از جمله برای آنان که به آذر ابتهاج و امثال او میدان می دهند. بنابراین نباید فردوست زنده می ماند. همان بهتر که او سکته کرد یا بقول بعضی ها: « کشته کرد»
حسین فردوست! جایت خالی که ببینی همان زنی که با ابوالحسن ابتهاج ( دیکتاتورترین رئیس سازمان برنامه و بانک ملی) .... و تو از او ذکر خیری!! کردی، اکنون در روزنامه اعتماد ملی، دو روز پشت سرهم، نصف صفحه را اشغال کرده است. و يا ببيني كه درهمان روز ودر همان روزنامه یک صفحه کامل! با امیر عشیری، پاورقی نویس حرفه ای زمان طاغوت، که در به تصویر کشیدن جزئیات ابتذال و سکس  تبحر خاص داشت، مصاحبه گرفته شده (مراجعه شود به آرشیو مجلاتی از قبیل سپید و سیاه ، تهران مصور ، اطلاعات هفتگی).

فردوست، همان بهتر که کشته کردی!

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 14:28  توسط وحید چکشی  |