تبليغاتX
نوسازی

نوسازی

مذهبی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی

 در سال 1361 گروه‌هاي اسلام‌گراي جنوب لبنان با الهام گرفتن از انديشه‌هاي امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي، با يكديگر متحد و جنبشي به نام حزب‌الله را پايه گذاري كردند كه امروزه به عنوان مركز ثقلي در لبنان به شمار مي‌رود. 
  
در ششم ژوئن 1982 (16 خرداد 1361) ارتش رژيم صهيونيستي با هدف اخراج رزمندگان فلسطيني از لبنان، روي كار آوردن يك رئيس جمهور مسيحي طرفدار اسرائيل و كاستن از قدرت نظامي و سياسي سوريه در لبنان تهاجم گسترده‌اي را از زمين، هوا دريا به اين كشور آغاز و به خاطر عقب‌نشيني فلسطيني‌ها و جنبش امل تا دروازه‌هاي بيروت پيشروي كرد.


منطقه شيعه نشين "ضاحيه" تنها منطقه‌اي در بيروت بود كه ارتش اسرائيل نتوانست وارد آن شود و اين موضوع باعث گرديد كه مجموعه‌هاي اسلام‌گرا بتوانند محل امني براي حفظ اسلحه و نيروهاي خود داشته باشند.


در همين سال جنبش امل اسلامي كه انشعابي از جنبش امل بود در بعلبك اعلام موجوديت كرد.
در نيمه اول خرداد 61 تهران ميزبان كنفرانس نهضتهاي آزاديبخش بود و در اين كنفرانس نمايندگان نيروهاي اسلام‌گرا و شخصيت‌هاي روحاني لبنان كه در اين كنفرانس شركت كرده بودند، خواستار كمك فوري ايران به مردم لبنان گرديدند.


پس از آن زمينه براي مذاكره كادرهاي اين مجموعه‌هاي اسلام‌گرا فراهم شد كه منجر به تشكيل كميته 9 نفره متشكل از روحانيون شيعه، شخصيت‌هاي وابسته به امل اسلامي، حزب‌الدعوه لبنان، كميته‌هاي ياري انقلاب اسلامي و بعضي از شخصيت‌هاي مستقل، گرديد.


كميته 9 نفره ماموريت داشت تا براي اين جريان‌هاي اسلامي متفرق، تشكيلات سياسي جديدي را بر اساس "پايبندي به ولايت فقيه" و "نبرد با اسرائيل" پي‌ريزي كند. پس از اتمام ماموريت، ‌يك شوراي پنج نفره از ميان آنان انتخاب گرديد كه رياست تشكيلات جديد را بر عهده گرفت؛ اين شوراي جديد به "شوراي لبنان" نامگذاري گرديد.


همزمان با گسترش عمليات مقاومت عليه اشغالگران توسط شوراي لبنان، شعارهايي حاوي عبارت "حزب‌الله" در لبنان ظهور يافت به طوريكه شوراي لبنان در ماه مه 1984 (ارديبهشت 1363) تصميم گرفت نام ثابت خود را "حزب‌الله انقلاب اسلامي در لبنان" بنامد.


بعد از آن گروه‌ها و شبكه‌هاي كوچك مقاومت به حزب‌الله پيوستند و پايه‌هاي اوليه گسترش حزب‌الله در جنوب لبنان را پايه‌گذاري كردند؛ پس از راه‌اندازي دوره‌‌هاي آموزش نظامي در بقاع، به تدريج هسته‌هاي مقاومت تشكيل شده و ابتدا به بيروت كه در محاصره بود،‌اعزام شدند.


شروع حركت نظامي حزب‌الله همزمان بود با فرصتي كه اسرائيل به ياسر عرفات و رزمندگان فلسطيني براي خروج از لبنان در اوت 1982 داده بود؛ حزب‌الله در ابتداي فعاليت مقاومت عليه ارتش اسرائيل،‌روش مسامحه و گذشت را در برخورد با افرادي كه به گونه‌اي در ارتباط با ارتش اسرائيل بودند، در پيش گرفت.


بدين ترتيب، حركت نظامي حزب‌الله در قالب "مقاومت اسلامي" ، بدون اينكه هويت سياسي رزمندگان حزب‌الله مشخص گردد، تشكيل شد؛ به تدريج كه تشكيلات و سازماندهي حزب‌الله و مقاومت (شاخه نظامي آن)، قوام لازم را پيدا كرد، حزب‌الله دريافت كه بايد هويت مقاومت اسلامي را اعلام نمايد زيرا كتمان اين مسئله در واقع يك شمشير دو لبه بود.


لذا براي اولين بار به طور رسمي يك بيانيه نظامي در 6 ژانويه 1984 (16 دي 1362) با امضاي "مقاومت اسلامي" منتشر گرديد. نياز حزب‌الله به داشتن اهرم‌هاي فشار سياسي در صحنه داخلي كه خود را براي تضعيف و كاستن از حجم مقاومت آماده مي‌كرد، باعث گرديد تا حزب‌الله، موجوديت مقاومت اسلامي را رسما اعلام نمايد. 

منبع:فارس

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 16:53  توسط وحید چکشی  | 

  پس از آن كه امام موسي صدر در ليبي به صورت مرموزي ربوده شد، اختلافات بسياري در سطح رهبري جنبش امل به وجود آمد كه در اثر آن و خروج عده‌اي از رهبران از اين جنبش، حزب‌الله لبنان تأسيس شد. سيد حسن در حزب‌الله نيز مسئوليت‌هاي مختلفي را عهده‌دار شد؛ از جمله عضويت در شوراي رهبري حزب‌الله، اما از فضاي درس و بحث فاصله نگرفت و به تحصيلات علمي خود ادامه داد.


شما نمي‌دانيد، امروز با چه كسي مي‌جنگيد. شما با فرزندان محمد (ص)، علي، حسن و حسين(ع) و با اهل بيت رسول خدا (ص) و اصحاب او وارد جنگ شده‌ايد. شما با قومي مي‌جنگيد كه ايماني فراتر و برتر از همه انسان‌هاي اين كره خاكي دارند.«پيام سيد حسن نصرالله پس از حمله اسراييل به لبنان»

 

امام موسي صدر نخستين جرقه مبارزه

 

سيد حسن نصرالله متولد 31 اگوست 1960 روستاي «البزوريه» در جنوب لبنان است. پدرش «عبدالكريم»، سبزي و ميوه‌فروشي مي‌كرد و حسن براي كمك به پدر به دكان وي رفت‌ و آمد داشت. در دكان و بر سينه ديوار آن، عكس امام موسي‌صدر آويزان بود؛ عكسي كه نخستين جرقه‌هاي محبت موسي صدر و جنبش امل را كه آن زمان به جنبش محرومان معروف بود، در دل سيد حسن روشن كرد. با اين كه با هيچ‌يك از علماي ديني آن‌وقت در ارتباط نبود و خانواده‌اش هم، يك خانواده ديني شاخص نبود، ولي سيدحسن نوجوان، علاقه‌مند به دين بود و اين علاقه در حيطه انجام فرايض معمول مانند نماز و روزه محدود نبود، او فراتر از اين‌ها هم مي‌رفت. اين علاقه وي را واداشت كه با سن اندكش در سال 1976 به نجف برود و تحصيلات حوزوي خود را در آنجا آغاز كند.


در سال 1978 به لبنان بازگشت و در مدرسه الامام المنتظر(عج)، كه شهيد سيد عباس موسوي آن را تأسيس كرده بود، تحصيلات حوزوي خود را پي گرفت و در همان حال، به فعاليت‌هاي سياسي در جنبش امل مشغول و مسئول سياسي جنبش امل در منطقه بقاع شد.

 

تأسيس حزب‌الله

 

پس از آن كه امام موسي صدر در ليبي به صورت مرموزي ربوده شد، اختلافات بسياري در سطح رهبري جنبش امل به وجود آمد كه در اثر آن و خروج عده‌اي از رهبران از اين جنبش، حزب‌الله لبنان تأسيس شد. سيد حسن در حزب‌الله نيز مسئوليت‌هاي مختلفي را عهده‌دار شد؛ از جمله عضويت در شوراي رهبري حزب‌الله، اما از فضاي درس و بحث فاصله نگرفت و به تحصيلات علمي خود ادامه داد تا جايي كه در سال 1989 براي تكميل تحصيلات خود به قم مسافرت كرد، اما حملات گسترده اسراييل به لبنان و مبارزات حزب‌الله به او اجازه نداد، بيش از يك سال در قم بماند و بار ديگر به لبنان بازگشت، تا در كنار برادرانش به مبارزه با رژيم صهيونيستي بپردازد.

 

شهادت سيد عباس موسوي

 

در سال 1992 و پس از شهادت سيد عباس موسوي، دبيركل وقت حزب‌الله لبنان، با اجماع شوراي رهبري حزب‌الله سيد حسن نصرالله، دبيركل جديد اين جنبش شناخته شد. شهادت سيد عباس موسوي به همراه خانواده‌اش، تأثير بسزايي در روحيه مردم لبنان و به وي‍ژه رزمندگان حزب‌الله گذاشت و پس از آن بود كه مبارزات و حملات حزب‌الله شكل جديدي به خود گرفت و حمايت عمومي در ميان مردم لبنان از حزب‌الله رو به فزوني نهاد. در اين ميان، اسراييل نيز در سال‌هاي 1993 و 1996 عمليات‌هاي خوشه‌هاي خشم و تسويه حساب را به اجرا گذاشت كه با مقاومت سرسختانه حزب‌الله، كه از كم‌ترين امكانات نظامي برخوردار بود، روبه‌رو شد.

 

شهادت فرزند ارشد

 

سپتامبر 1997 دو تن از رزمندگان حزب‌الله در حمله به يكي از مواضع ارتش اسرائيل در منطقه جبل‌الرفيع در جنوب لبنان به شهادت رسيده و پيكر آنان به دست نيروهاي اسرائيلي افتاد. تلويزيون اسرائيل بدون اطلاع از هويت اين دو نفر، تصوير خون‌آلود آنان را به نمايش گذاشت، به سرعت مشخص شد كه يكي از اين دو تن، سيد هادي، فرزند سيد حسن نصر‌الله، دبير كل حزب‌الله است.

انتشار اين خبر همانند بمبي در جامعه لبنان صدا كرد و تحول بسيار مهمي در پي داشت. در تاريخ لبنان، چه در زمان جنگ داخلي و چه در مقابله با تجاوز نظامي اسرائيل، هيچ‌گاه ديده نشد كه فرزند يكي از رهبران گروهاي سياسي و يا شبه نظاميان در راه مبارزه كشته شده باشد.


اين واقعه، موجي از احساسات جوشان همدردي، احترام و شيفتگي را نسبت به دبير كل حزب‌الله در ميان همه طوايف مذهبي لبنان در پي داشت، به گونه‌اي كه همه آحاد ملت لبنان از هر دين و مذهبي، تحت تأثير شديد اين واقعه قرار گرفتند. رهبران سياسي لبنان نيز يكي پس از ديگري به ديدار سيد حسن نصر‌الله رفته و ضمن گفتن تبريك و تسليت به مناسبت شهادت سيد هادي نسبت به شخصيت مبارز و صادق دبير كل حزب‌الله، مراتب قدرداني و احترام خود را ابراز داشتند. اين ابراز همدردي و احترام منحصر به لبنان نبود و افرادي چون امير عبد‌الله، وليعهد عربستان نيز براي نخستين بار در تاريخ حزب‌الله، با ارسال پيام تسليت براي دبير كل حزب‌الله، حمايت خود را از مقاومت اسلامي اعلام نمود.

 

سال2000 طعم شيرين پيروزي

 

در سال 2000 و در زماني كه مذاكرات عرفات و مسئولان آمريكايي و اسراييلي براي حل كشمكش خاورميانه، راه به جايي نبرده بود، ارتش اسراييل در حركتي يك‌جانبه و بدون گرفتن كمترين امتيازي از حزب‌الله، از اراضي اشغالي جنوب لبنان عقب نشيني كرد و به جز مناطق محدود مزارع شبعا، نيروهاي خود را از همه مناطق تحت اشغال عقب كشيد. اين شكست مفتضحانه، علاوه بر استحكام بخشيدن به مواضع حزب‌الله، مبتني بر مقاومت، باعث شد تا سيد حسن نصرالله به موفقيتي بي‌سابقه در ميان اعراب دست يابد، تا اين كه به عنوان مهم‌ترين شخصيت جهان عرب شناخته شود.


از سوي ديگر، حزب‌الله لبنان با تكيه بر اين موفقيت، توانست حضور خود را در عرصه سياسي لبنان تقويت كند تا جايي كه علاوه بر حضور پرتعداد در پارلمان لبنان، سكان تعدادي از وزارتخانه‌ها را نيز به دست گيرد.

 

انتفاضه، درسي از حزب‌الله

 

پيروزي‌هاي پي در پي حزب‌الله در عرصه‌هاي مختلف سياسي و نظامي در ميان فلسطينيان نيز تأثير خود را بر جاي گذاشت. مردم آواره فلسطين به ويژه جوانان، كه سال‌ها دل به روند مذاكرات صلح خاورميانه بسته بودند، دريافتند كه مشكل فلسطينيان، با مذاكره و رژيم اشغالگر، حل نمي شود و با اين پيش‌زمينه، انتفاضه دوم مسجدالاقصي شكل گرفت؛ انتفاضه‌اي كه به حماس قدرتي ديگر بخشيد و با پيروزي حماس در انتخابات فلسطين وارد مرحله‌اي جديد شد؛ مرحله‌اي كه ديگر با جنگ شش روزه اعراب و اسراييل پايان نمي‌يابد، چه آن كه نصرالله در پيام خود چنين گفت:
از حالا به بعد، شما جنگي تمام‌عيار خواستيد، پس اين هم جنگ تمام عيار شما. اين را خواستيد.

حكومت شما خواست قواعد بازي تغيير كند، پس قواعد بازي تغيير مي‌كند. شما نمي‌دانيد امروز با چه كسي مي‌جنگيد. شما با فرزندان محمد (ص)، علي، حسن و حسين (ع) و با اهل بيت رسول خدا (ص) و اصحاب او وارد جنگ شده‌ايد. شما با قومي مي‌جنگيد كه ايماني فراتر و برتر از همه انسان‌هاي اين كره خاكي دارد. شما خواستار جنگي تمام‌عيار با قومي شديد كه به تاريخ، و فرهنگ خود افتخار مي‌كند و قدرت مادي، امكانات، مهارت، خرد، آرامش، رويا، عزم، ثبات و شجاعت دارد و به اميد و ياري خدا روزهاي آينده را ميان ما و شما خواهيم ديد.

...........................................................................................................
منبع:مركز اسناد انقلاب اسلام

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 16:50  توسط وحید چکشی  |