پژوهشگر: عباس جعفری
چکیده: در این مقاله، به ساختار مذهبی، فرهنگی و سیاسی كشور عربستان سعودی و عملكرد آن در دوره های اخیر، پس از تأسیس كشور و استقرار قدرت وهّابیان اشاره می شود

مقدّمه
به طور قطع، می توان گفت: در دنیای كنونی، غیر از كشور ایران، هیچ دولتِ اسلامی كه قانون و مقرّرات حاكم بر آن كشور، برخاسته از قرآن و سنّت صحیح (متجلّی در تشیّع اثنا عشری) باشد، وجود ندارد. در این میان، كشور عربستان به جهت قداستی كه حرمین شریفین به آن بخشیده و در نگاه مسلمانان جهان به عنوان مهبط وحی و كانون نزول قرآن و سرزمین پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) در دوره 23 ساله شناخته شده جایگاه ویژه ای دارد.
این كشور از گذشته ای نسبتاً دور، تحت حاكمیت تركان عثمانی قرار داشته و پس از جنگ جهانی اول و دوم با تلاش حاكمان محلّی و با حمایت بریتانیا و امریكا خاندان آل سعود بر سر كار آمدند و تاكنون بر این سرزمین شریف حكم رانی می كنند و در پرتو حكومت این خاندان است كه مذهب وهابیّت در این كشور رواج یافته است.
در رأس برنامه های فكری وهّابیان مبارزه با افكار و اندیشه های ناب تشیّعِ دوازده امامی قرار دارد كه كانون آن، كشور ایران با سرمایه عظیم و گران سنگ حوزه های علمیه و مراجع و علمای بزرگ است.
یكی از ابزارهای مهم حاكمان عربستان سلاح نفت و ثروت حاصل از فروش آن به سراسر جهان و سعی و تلاش زیاد مبنی بر معرفی اسلامِ سلف صالح به مسلمانان كشورهای اسلامی در آسیا، افریقا، اروپا و امریكا می باشد كه این مسأله پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران گسترش زیادتری پیدا كرد.
چاپ كتاب های پیشوایان سلفیه و وهّابی مانند ابن تیمیه، ابن قیّم، محمدبن عبدالوهّاب و خاندان او و صدها كتاب1 و مجله دیگر در عربستان و خارج از آن، بر علیه تشیّع، انقلاب اسلامی، رهبری و مردم ایران با به كارگیری جدیدترین فناوری تبلیغاتی و همچنین تربیت مبلّغان وهّابی و تأمین هزینه های مالی آن ها، ساختن مساجد متعدّد در سراسر جهان، كمك های بلا عوض و سرمایه گذاری های كلان در راه نشر و گسترش اسلام سعودی، گوشه ای از فعالیت های حاكمان وهابی به شمار می آید.
البته وهّابیت در زمان حاضر، دیگر آن وهّابیت خشن اولیه در دهه های نخستین قرن بیستم (1913 م) نیست كه در راه استقرار حاكمیت خود، با كمك اربابان قدرتمند مانند انگلستان، هرگونه صدای مخالف مانند آل رشید در كویت (مورد حمایت عثمانیان) و شرفای مكّه را سركوب نمود، بلكه وهّابیت كنونی حاكمیتی به ظاهر مهربان با مردم و متمایل به دست رسی به آخرین پیشرفت های علمی و صنعتی جهان و مظاهر نوین تمدن و رفاه می باشد كه البته این ها همه از قدرت نفت و ثروت فراوان كشور عربستان می باشد كه بنا به اعتراف كشورهای صنعتی دنیا، بر بیش ترین و بزرگ ترین انبارهای نفت جهان (41) تسلط دارد.2
در مركزیت وهّابیان عربستان، پادشاه (مَلِك) حاكم مطلق است و هیچ كس حق عزل او را ندارد و تاكنون كه بیش از هفتاد سال از تأسیس حكومت آل سعود می گذرد، هیچ گونه قانون مدوّنی كه در برابر اراده و خواست پادشاه قرار داشته باشد، وجود ندارد. امروزه منافع مردم عربستان با خاندان سعودی گره خورده است. از این رو، حفظ آل سعود و تسلّط آنان بر امور كشور و شؤون مملكتی با هر قیمت، در درجه اول اهمیت قرار دارد. جمعیت خاندان آل سعود، كه بیش از چهار هزار نفر می باشند، عمده مشاغل و پست های كلیدی را در سراسر كشور وسیع و پهناور عربستان در دست دارند.
مذهب رسمی كشور عربستان سنّی حنبلی است كه بر اساس تعالیم محمدبن عبدالوهّاب اداره می شود و اقلیّتی (15%) در منطقه شرقی، قطیف، احساء، دمام و ظهران شیعه می باشند. خاندان محمدبن عبدالوهّاب كه به «آل الشیخ» معروف شده اند، پست های مهم افتا، ارشاد، تبلیغات، آموزش مذهب وهّابیت و مانند آن را در دست دارند.
در ذیل، به ساختار مذهبی، فرهنگی و سیاسی كشور عربستان سعودی و عملكرد آن در دوره های اخیر، پس از تأسیس كشور و استقرار قدرت وهّابیان اشاره می شود:
الف. مذهب وهّابی گری
محمدبن عبدالوهّاب نجدی تمیمی در سال 1115 هـ ./ 1703 م. در عُیینه (یكی از مناطق نجد در جزیرة العرب) به دنیا آمد. او مدت ها زیر نظر پدر، برادر و استادان خود، علوم حدیث، تفسیر قرآن و تاریخ را فرا گرفت تا این كه پدرش در سال 1153 هـ . از دنیا رفت. او مسافرت های متعددی انجام داد و سرانجام در سال 1160 هـ. رهسپار درعیه شد و با محمدبن سعود (حاكم منطقه) آشنا و آراء و پندارهای خود مبنی بر دعوت به توحید خالص و سلفی گری را مطرح و او را مجذوب خود كرد و پیمان محكمی با هم امضا نمودند.
براساس این پیمان تقسیم كاری صورت گرفت; یعنی سمت سازمان دهی و رهبری نیروها (جیش و سپاه) و نصب والی و حاكم برای مناطق، به عهده محمد بن سعود و سِمَت فتوا دادن، قضاوت و نصب قاضی برای مناطق و اجرای حدود، تعزیرات و جمع و نظارت بر توزیع بیت المال بر عهده محمدبن عبدالوهّاب گذاشته شد.3
در سایه این پیمان و اتحاد بین محمدبن عبدالوهّاب به عنوان «امام الدین» (العقیدة) و محمدبن سعود به عنوان «امام السیف» (الجیش)، با هدف گسترش توحید و مبارزه با بدعت ها، حمله به مردم روستاها و شهرها آغاز شد و قریب شصت سال این وحدت و همكاری ادامه پیدا كرد.
در طول این مدت، محمدبن عبدالوهّاب با تمسّك به ظواهر بعضی از آیات و احادیث، تمامی مخالفان خود را كافر و مشرك خطاب می كرد و فتوای قتل آنان و مصادره اموالشان را صادر می نمود. او پس از تألیف كتاب های متعدد و تربیت شاگردان و طرف داران زیادی در سال 1206 هـ. درگذشت و در درعیه به خاك سپرده شد. اینك به طور خلاصه، به بخشی از آراء و پندارهای محمدبن عبدالوهّاب اشاره می شود:
توحید: معنای «لااله الاالله» برائت جستن از هر معبودی غیر از الله و اخلاص كامل به خدای یگانه است و هركسی كه به غیر خداوند متوسّل شود، مشرك می باشد; چون از غیر خدا (مخلوقان) طلب كمك و یاری كرده است.


