تبليغاتX
نوسازی

نوسازی

مذهبی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی

بغضی که در گلوی دلم، گیر می کند

امشب مرا دوباره زمین گیر می کند

عکس شهید

مرا به خاطر یک ثانیه قصور

پژمرده و ترک زده و پیر می کند

             ***

حتی کنار ثانیه ها، باور مرا

پای ستون توبه، به زنجیر می کند

             ***

این تک پلاک و سرخی پوتین تو مرا

پیش دلم چه کوچک و تحقیر می کند

             ***

حق من است ماندن و گیر زمین شدن

اینک «اسیری» است که دیگر می کند

             ***

ای آنکه طعم شهد شهادت چشیده ای

حتی خدا فقط زتو تقدیر می کند

             ***

اما مرا دوباره زمین گیر می کند

بعضی، که در گلوی دلم گیر می کند

 

شاعر: مبینا بنی اسدی

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 18:56  توسط وحید چکشی  | 

شايد اين درسي از تاريخ باشد، شايد هم كه نباشد، اما هنوز هيچ معلم تاريخي پيدا نشده كه به اين موضوع فكر كرده و يا- اگر هم فكر كرده- برايش توضيحي منطقي پيدا كرده باشد. بهر حال، از عجايب تاريخي وجوه تشابهي است كه اخيراً دست اندركاران و كارشناسان امور بين زندگي و مرگ دو رئيس جمهور اسبق آمريكايي يعني «آبراهام لينكلن» و «جان اف كندي» پيدا كرده و بر آن انگشت گذاشته اند. البته شايد هيچ معنا و مفهومي نداشته باشد، و شايد هم- بسته به ديده خواننده- معنايي در پس آن جود دارد كه بايد پيدا كرد. بهر حال، توجه به اين وجوه تشابه خالي از لطف هم نيست. پس بخوانيم:

جان اف کندی
۱- «آبراهام لينكلن» در سال 1846 به كنگره راه يافت و «جان اف كندي» در سال 1946!
۲- «لينكلن» در سال 1860 به رياست جمهوري انتخاب شد و «كندي» در سال 1960!
۳- هر دو رئيس جمهور به خصوص بر حقوق مدني تاكيد داشته اند.
۴- هر دو رئيس جمهور پس از ورود به كاخ سفيد فرزندي را از دست دادند.
۵-هر دو رئيس جمهور در يك روز جمعه كشته شدند! و هر دو هم به ضرب گلوله اي كه به سرشان اصابت كرد!
۶- منشي «لينكلن»، «كندي» نام داشت و منشي «كندي»، لينكلن»!
۷- هر دو به دست فردي از اهالي جنوب آمريكا كشته شدند و هر دو هم جانشيني به نام «جانسون» داشتند
۸- «اندرو جانسون» كه جانشين «لينكلن» شد، در سال 1808 به دنيا آمده بود. و «ليندون جانسون» كه بر جاي «كندي» نشست، در سال 1908!
۹- «جان ويلكس بوث» كه «لينكلن» را به قتل رساند، متولد سال 1839 بود و «لي هاروي اوسوالد» كه به زندگي «كندي» پايان داد، متولد 1939!
۱۰- هر دو قاتل اسمي سه بخشي داشتند و هر اسم از 15حرف تشكيل شده بود!
۱۱- «لينكلن» در تئاتري به نام «فورد» به قتل رسيد و «كندي» در اتومبيلي به نام «لينكلن»، ساخته شده در كارخانه «فورد»!

آبراهام لینکلون
۱۲- «لينكلن» در يك تئاتر كشته شد و قاتلش پس از فرار، خود را در انباري مخفي كرد. «كندي» از انباري هدف قرار گرفت و قاتلش پس از فرار در يك تئاتر پنهان شد!
۱۳- «بوث» و «اوسوالد» هر دو پيش از آغاز محاكمه شان به قتل رسيدند.
۱۴- بالاخره اينكه، «لينكلن» يك هفته پيش از مرگ خود در شهر «موفرو» در «مريلند» به سر مي برد و «كندي» اوقات خود را با هنرپيشه اي به نام «مريلين موفرو» مي گذراند!
سرويس خارجي كيهان

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 13:3  توسط وحید چکشی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

یاس های سپید سجاده ی سبزم انتظار غروب را می کشند تا عاشق و منتظری بر روی آن سجده کند و نور چشمانم منتظر نورهای رب النوری است تا بر سر و صورتم فرود بیایند و با خود می گویم خداوندا مگذار که سایه های وحشت گستاخانه و سنگوار بیت تو و دل من بیاستد.

نماز خواندن بسیجی

در این لحظات هیچ کس را در کنار خود نمی بینم همه مرا ترک کرده اند اشکهای حسرت بارم را با مهربانی و نوازش پاک نمی کند اما شنیده ام که می گویند کسی هست که در این لحظات باید به او پناه برد کسی که سراسر نور است و نور. کسی که گلهای زیبای سجاده سبزم برای شنیدن نام او چشم انتظار صدای الله اکبرند. صدایی که همه ی مومنان دل خود را با آوای دل نشین آن آذین می بندند و برای اعلام بندگی خود به سوی سنگرهای سبز می شتابند.

وقتی که الله اکبر را می گویی و وارد حریم نمازش می شوی چقدر کوچک هستی در مقابل قدرت لا یزال خداوندی، وقتی که برای او تعظیم می کنی دیگر خود را نمی بینی در مقابل این همه عظمت و بخشش وقتی که سر به مهر سجاده ی سبز نیاز می گذاری دیگر قطره ای از این دریای بی کران هم نیستی.

بار پروردگارا محبت را در کویر سینه ام ببار تا ذره ای تر شوم، می دانم که همین ذره ذره هاست که مرا به خالقم نزدیک می کند.

دانش اموز شهرستان بهبهان

مدرسه سمیه

حوزه حضرت زینب

مهدیه قیصری نژاد

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 21:4  توسط وحید چکشی  |