بغضی که در گلوی دلم، گیر می کند
امشب مرا دوباره زمین گیر می کند

مرا به خاطر یک ثانیه قصور
پژمرده و ترک زده و پیر می کند
حتی کنار ثانیه ها، باور مرا
پای ستون توبه، به زنجیر می کند
***
این تک پلاک و سرخی پوتین تو مرا
پیش دلم چه کوچک و تحقیر می کند
***
حق من است ماندن و گیر زمین شدن
اینک «اسیری» است که دیگر می کند
***
ای آنکه طعم شهد شهادت چشیده ای
حتی خدا فقط زتو تقدیر می کند
***
اما مرا دوباره زمین گیر می کند
بعضی، که در گلوی دلم گیر می کند
شاعر: مبینا بنی اسدی




