تبليغاتX
نوسازی

نوسازی

مذهبی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی

 

 حسینیان

سپاس خداوند را كه این توفیق را به بنده عنایت كرد كه به خدمت دوستان و عزیزان خودم، محصلین مدرسه‏ای كه حق بزرگی بر گردن ما دارند و ما تا پایان عمر و حیاتمان خودمان را مدیون این مدرسه می‏دانیم. خدا این توفیق را داد كه خدمت این عزیزان برسم. امیدوار هستم در این مدت كوتاهی كه در خدمت عزیزان هستم، آن‏چه كه مصلحت آخرت ما در آن است، خداوند بر این بنده جاری كند و ان شاء الله در قلوب همه ما هم موثر بگردد.
سوال فرموده بودند كه: «در مدرسه فیضیه فرمودید كه قضیه قتل‏ها هرگز روشن نخواهد شد، به علت این كه پی‏گیری قتل‏ها به عهده كسانی است كه روشن شدن قضیه به ضرر ایشان تمام می‏شود. اگر ممكن است توضیح بیشتری بفرمایید».

قضیه قتل‏ها مثل این كه گریبان ما را گرفته، هر چه ما می‏خواهیم فرار كنیم، راه فراری وجود ندارد. عرضم به حضورتان، اجازه بدهید من اطلاعات بیشتری را در رابطه با ماجرای قتل‏ها در اختیار دوستان قرار بدهم كه جواب خیلی از این سؤالاتی كه قطعا سؤالات بعدی هم در این رابطه هست، روشن خواهد شد و شاید بیشتر وقت مجلس‏مان را هم بگیرد. اما خواهش می‏كنم كه دقت بفرمایید چون مطالبی كه عرض می‏كنم، همه سلسله‏ای است متصل به هم و باید همه را در نظر گرفت تا ان شاء الله نتیجه نهایی را بتوانیم بگیریم.

قبل از این كه این قتل‏ها آغاز بشود، من بیوگرافی آقای موسوی معروف به آقای كاظمی البته اسم اصلی‏اش آقای كاظمی است، در این مصاحبه‏هایی كه آقای نیازی می‏كنند و اطلاعیه‏هایی كه سازمان قضایی می‏دهد، به سیدمصطفی كاظمی یا به اعتبار ما آقای موسوی (موسوی شیرازی). آقای موسوی بچه استان فارس است. از همان زمانی كه اطلاعات در سپاه تشكیل شد، در اطلاعات سپاه بود و از همان زمان متهم بود كه با دستگاه آقای منتظری،‌ها‌دی و مهدی‌ها‌شمی در ارتباط است. بعد از این كه وزارت اطلاعات تشكیل شد و اداره كل اطلاعات هم در استان فارس تشكیل شد، ایشان به عنوان مسؤول اداره كل اطلاعات فارس انتخاب شدند كه درگیری درونی از همان جا در استان فارس هم شروع شد و ایشان معروف بود در همان زمان، از بچه‏های چپ استان فارس هست. درگیری بین ایشان و امام جمعه شیراز به اوج خود رسید كه ناچار شدند آقای موسوی را از شیراز به تهران منتقل كنند و در وزارت هم كه بود معروف بود به چپ‏گرایی. در جریان انتخابات به شدت از جناب آقای خاتمی حمایت می‏كرد و این حمایت هم به قدری افراطی شده بود كه بعد دیگر حتی طرفداران خود آقای خاتمی هم ناراحت می‏شدند.

در این ماجرا، مدتی قبل از این كه این قتل‏ها شروع بشود، آقای موسوی خدمت آقای خاتمی می‏رسد، ناگفته نماند كه برای معاونت امنیت هم از طرف ریاست جمهوری، آقای موسوی پیشنهاد شده بود به آقای دری كه ایشان به عنوان معاون امنیت نصب شود اما به ادله مختلف پذیرفته نشد. اما به عنوان معاون معاون امنیت یا جانشین معاون امنیت منصوب شدند. قبل از این كه این قتل‏ها به وقوع بپیوندد، ایشان خدمت رئیس جمهوری می‏رسد و مطلبی را اعلام می‏كند و می‏گوید كه در وزارت اطلاعات سناریویی در حال تدوین است و می‏خواهند عده‏ای را به قتل برسانند تا باعث سقوط دولت شما بشود. هنوز از قتل‏ها خبری هم نبود و حتی با یكی از مشاورین ریاست جمهوری هم تماس تلفنی گرفته و این جریان را گفته، كه خوشبختانه نوارش موجود است و ضبط شده این مكالمه. بعد از مدتی قتل‏ها شروع شد. قتل‏ها وقتی كه فروهر و خانمش كشته شدند، رئیس جمهور موضع‏گیری كرد، مسؤولین دیگر موضع‏گیری كردند، خصوصا ریاست جمهوری موضع تندی گرفت و هیأت هم از آن زمان شروع به كار كرد. بلافاصله بعدش قتل‏های دیگری هم به وقوع پیوست كه از همان اول این ماجرا را مشكوك می‏كرد كه چرا واقعا چنین اتفاقاتی دارد پشت سر هم به وجود می‏آید. بعد از این كه ماجرای قتل‏ها به اوج خود رسید، خود آقای موسوی رفت به دفتر رئیس جمهور و گفت كه این قتل‏ها توسط من انجام شده و كشفی هم اصلاً در كار نبود. خود ایشان رفتند گفتند. حتی دو سه روز ایشان را تحویل نمی‏گرفتند و می‏گفتند دروغ است، مگر می‏شود آقای موسوی دوم خردادی طرفدار جبهه دوم خرداد چنین كاری را مرتكب شده باشد؟ نمی‏پذیرفتند و می‏گفتند باز این سناریو است. تا بالاخره آن‏قدر اصرار كرد كه پذیرفتند.

نكته بسیار مهمی در بازجویی، آقای موسوی مطرح كرده است كه باز من عرض می‏كنم، آخرین حرفش هم همین است. آقای موسوی علت و انگیزه قتل‏ها را چنین بیان می‏كند، عین عبارت است كه من حفظ كرده‏ام، ایشان می‏گویند كه: «تحلیل ما از اوضاع جاری روز این بود كه آقای خامنه‏ای غیر از امام است و آقای خاتمی هم به دلیل این كه 20 میلیون رای آورده و بیست میلیون پشتیبان دارد، قدرتش بیشتر از بنی‏صدر است و ما این قتل‏ها را مرتكب می‏شویم و به گردن آقای خامنه‏ای می‏اندازیم و جنگ بین این دو منجر به شكست آقای خامنه‏ای در مقابل خاتمی خواهد شد».

درست 15 یا 16 روز بعد از دستگیری آقای موسوی، بنده برای اتمام حجت رفتم دفتر آقای خاتمی كه با ایشان ملاقات كنم. آقای ابطحی بدون كم و كاست تحلیلش از اوضاع همین بود و با صراحت به ما اعلام كرد، گفت: «فلانی ببین، آقای خامنه‏ای غیر از امام است و آقای خاتمی بیست میلیون نفر پشت سر دارد، آقای خامنه‏ای 8 میلیون رأی آورد و اگر درگیری به وجود بیاید، شما مطمئن باشید كه آقای خامنه‏ای پیروز نخواهد شد». شما ببینید كسی كه خوشبختانه من چند روز بعدش كه رفتم در سپاه سخنرانی كردم، این را نقل قول كردم كه آقای ابطحی هم رسید به من و گلگی كردند كه چرا یك مطلبی را كه من در جلسه خصوصی گفتم آمدی عمومی گفتی. خوشبختانه كسی هم بود كه نتوانند بعدا انكار بكنند. گفتم شما داری توطئه می‏كنید علیه رهبری، حالا من این مطلب را در یك جلسه خصوصی این ور و آن ور نگویم؟ به هر حال این برای من بسیار مهم بود كه چطور می‏شود كه كسی كه مرتكب قتل شده و مسؤول دفتر مقام محترم ریاست جمهوری، این حرف را می‏زنند آیا جز این هست كه باید یك جریان فكری حاكم بر این جریانات باشد؟ آیا منشأیی غیر از یك منشأ واحد این دو سخن‏گو و این دو نفر باید داشته باشند؟ بعد پی‏گیری كردم كه خب حالا چه‏طوری می‏خواستند این ماجرا را گردن مقام معظم رهبری بیندازند. قتل‏ها را مرتكب شدند. خب قطعا نمی‏گویند كه خود آقا آمده و كشته. گفتند كه آقای موسوی در بازجویی می‏گویند كه قرار بود ما این قتل‏ها را به كردن سپاه بیندازیم و بگوییم سپاه این كار را كرده و معلوم بود كه سپاه زیر نظر فرماندهی كل قوا هست و وقتی كه به گردن سپاه بیافتد معنایش این است كه آقای خامنه‏ای چنین چیزی را دستور داده. درست این مطلبی را كه آقای موسوی در بازجویی‏اش اعتراف می‏كند، شب 21 ماه رمضان در مسجد حسین‏آباد آیت الله طاهری، هنگام سخنرانی یكی از روحانیون جناح چپ «مجمع روحانیون» در مسجد حسین آباد اتفاق می‏افتد. دست خط مقام معظم رهبری، واقعا دیدنی است، دست‏خط مقام معظم رهبری را جعل كردند. البته وقتی دقت می‏كنیم می‏فهمیم كه آن دست‏خط نیست. اما تلاش كردند كه نزدیك هم باشد كه خطاب به سردار رحیم صفوی، كه سردار رحیم صفوی این دگراندیشان و نویسندگان روشنفكر، معاند و مرتد هستند؛ شما این‏ها را از بین ببرید. یعنی همان كاری را كه قرار بوده در ماجرای این قتل‏ها انجام بدهند. خوشبختانه این فرد دستگیر شده، یكی از وابستگان سیدمهدی‌ها‌شمی است كه دستگیر شده و اعتراف هم كرده است به جعل این نامه. باز دوباره این دو تا واقعه را وقتی كه كنار هم گذاشتم، اینها را خدمت مقام معظم رهبری هم من عرض كردم. این دو مطلب را كه گفتم خدمت ایشان هم عرض كردم. وقتی كنار هم گذاشتیم كه آن آقا در زندان اعتراف می‏كند كه ما از طریق سپاه و بیرون از زندان هم درست می‏آید؟ این برنامه اجرا می‏شود و شایعه عملی می‏شود و اجرا می‏شود و حتی جعل می‏شود. من فهمیدم كه باید یك ماجرایی پشت این قضیه باشد. در همین حین ماجرای آقای پروازی پیش آمد. آقای پروازی یك طلبه‏ای است با بچه‏های حزب‏الله همكاری می‏كرد. بعدا درگیر شدند با بچه‏های حزب‏الله و ایشان منشعب شد و شروع كرد علیه بچه‏های حزب‏الله فعالیت كردن و حرف زدن و صحبت كردن. از این موقعیت گل‏آلود آقای سعید حجاریان، آقای امین‏زاده معاون وزیر امور خارجه، آقای محسن آرمین سخنگوی مجاهدین انقلاب اسلامی، این سه نفر و یك نفر دیگر هم آقای افشار كه من نمی‏شناسم، هنوز هم نمی‏شناسم، كه چه كسی است، می‏آیند این طلبه بنده خدا را می‏برند و تحریكش می‏كنند و می‏گویند بیا و بگو كه اولاً حزب‏الله تا به حال چه كارهای خشونت‏آمیزی انجام داده و ثانیاً بیا و بگو اینها با دستور رهبری بوده.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 13:23  توسط وحید چکشی  |