یاد روزی که به عشق تو گرفتار شدم
از سر خویش گذر کرده سوی یار شدم
از سر خویش گذر کرده سوی یار شدم
آرزوی خم گیسوی تو خم کرد قدم
باز انگشت نمای سر بازار شدم
طرفه روزی که شبش با تو به پایان بردم
از پی حسرت آن مونس خمار شدم
با که گویم که دل از دوری جانان چه کشید
طاقت از دست برون شد که چنین زار شدم
یار در میکده، باید سخن دوست شنید
طوطی باغ چه داند، بر دلدار شدم
آن طرب را که ز بیماری چشمت دیدم
فارغ از کون و مکان گشتم و بیمار شدم
منبع: دیوان حصرت امام خمینی
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 19:6  توسط وحید چکشی
|

